تبليغاتX
Dream in Fact ( آخرشه )
 






 
این کدی که تو این فایل یه جای مناسب از وبلاگت بذار

البته هر آهنگی که دوست داشتی رو آدرسش پیدا کن به جای این آهنگ بذار که الان هست(الان آهنگ الهه ی نازه)           Code

در ضمن واسه گرفتن این روش حکلیک کن بعد صبر کن صفحه ی جدید باز بشه و در اون صفحه دانلود رو کلیک کن

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/18Time 1:28 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

هنوز دقیقا مشخص نشده که چرا خمیازه اینقدر مسری است؛اگر چه برای آن نظریه های مختلفی ارائه می شود که هر کدام می تواند تا حدی درست باشد.احتمالا عمومی ترین نظریه در این باره ، نظریه ای است که با توجه به فیزیولوژی بدن این اتفاق را توجیه می کند.مطابق این نظریه خمیازه وقتی اتفاق می افتد که مغز تشخیص می دهد بدن به اکسیژن اضافی احتیاج دارد.دیدن یک نفر در حال خمیازه کشیدن به طور ناخودآگاه به کسانی که در کنار او هستند این گونه القا می کند که میزان هوای تازه ی درون اتاق به اندازه ی کافی نیست و از آنجا که هیچ کس نمی خواهد بدون هوا بماند مغز سایر افرادی که شاهد خمیازه کشیدن فرد اول بودند دستور خمیازه را صادر می کند.

نظریه ی دومی که این پدیده را تو جیه می کند، نظری تکامل است.مطابق این نظریه، خمیازه کشیدن ،قسمتس از زبان تکامل یافته ی موجودات است.هر جانداری با خمیازه کشیدن به سایر افراد گروه می فهماند که الان وقت استراحت است.به همین دلیل هم هست که خمیازه کشیدن مسری است چون به این وسیله پیام خیلی سریع در تمام گروه پخش می شود و حس خوابیدن بر همه چیره می شود.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/17Time 1:22 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
grayorange                              

celadon                                   

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/17Time 1:17 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
دوستان ۴ تا اسکین جدید یاهو

bronze                    

pink                             

 

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/17Time 1:12 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
تمامی لینک های این پست به دلیل قدیمی شدن از کار افتادند.
All this post links disabled becuase they had became old.

تا حالا شده بخواي يه مطلبي رو از يه سايت بگيري ولي نشه يا يه عکسي که قابليت کپي شدن نداره خوب حالا به اين آرزوتون ميرسيد اين برنامه ميتونه از متن يا عکس مورد نظر شما يه عکس با کيفيت بالا بگيره که حتي بعد از گرفتن عکس شما ميتونيد با امکاني که برنامه بهتون ميده در عکس تغييراتي بديد.اين برنامه ميتونه در 24 فرمت عکس بگيره از جمله BMP, JPG, JPG2, ... و غيره همچنين ميتونيد با اون فيلم آموزشي درست کنيد و يا ميتونيد روي زماني تنظيمش کنيد تا از صفحه يا هر چيز ديگه عکس بگيره ميتونيد از بازي ها فيلم بگيريد و ميتونيد عکسارو به فرمتهاي مختلف تبديل کنيد و... اينا اي که گفتم گوشه اي از ويژگي هاي اين برنامه بود اگه اشکالي در کار با اون داشتيد بگيد تا برطرفش کنم يا هر نوع سوالي .

اینم برنامه     SnagIt  (لینک مستقیم)(حجم : 13.90 MB)

سریال برنامه : ES5CF-CCMB5-M2JHC-6GMVF-Q6D8D

سریالی که تو بخش نظرات هست برای ورژن قدیمی هست.      

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/15Time 4:55 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
آيا ميدانستي که اثر لب و زبان هر كس، مانند اثر انگشت او منحصربه ‌فرد استد 

آيا ميدانستي که انسان سالانه بيش از ده ميليون مرتبه پلک مي زندد

آيا ميدانستي که مردها سريعتر از زنها لاغر ميشوند، علت اين امر غليظ تر بودن چربي زنها از چربي مردها ميباشدد

آيا ميدانستي که در ده سال گذشته زمين گرمترين روزهاي خودش را داشته و درضمن بين يک تا سه و نيم درجه سانتيگراد تا صد سال آينده به دماي آن اضافه خواهد شدد

آيا ميدانستي که كبوتر تنها پرنده ايست كه با مكيدن آب مي نوشدد پرندگان ديگر براي قورت دادن آب مجبورند سرشان را بالا بگيرندد


آيا ميدانستي در سوئد نزديک به يک ميليون سگ خانگي وجود دارد با اين وصف که جمعيت سوئد فقط نه ميليون نفر ميباشدد

آيا ميدانستي که يک نوع گوريل وجود دارد که حدود شش سال از بچه اش مواظبت ميکند و هر شش سال يکبار بچه دار ميشود و فقط يک بچه بدنيا مياوردد

آيا ميدانستي که بعضي از دايناسورها در مرحله ي از عمرشان روزانه دو و نيم کيلو وزنشان زياد ميشده تا اينکه به رشد کامل خود ميرسيدندد

آيا ميدانستي که انسان براي اولين بار سال 1783 ميلادي بود که پرواز را تجربه کرد و توانست هشت کيلومتر با بالن پرواز کند

آيا ميدانستي يکي از مواد تشکيل دهنده ديناميت بادام زميني است.

آيا ميدانستي بطور متوسط يک انسان در طول زندگي خود در حدود 44 پوند گرد و خاک را تنفس مي کند.

اآيا ميدانستي گر فردي به جاي حرکت در پياده رو در يک مسير سخت و کثيف حرکت کند, 7درصد بيشتر کالري مي سوزاند.

آيا ميدانستي خرچنگ دريايي يخ زده پس از گرم شدن و آب شدن يخ هايش مي تواند به زندگي برگردد(دوباره زنده شود).

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/15Time 9:12 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

اگر اشتباه نکنم دیروز بود شایدم دیروز بود آره همون امروز بود که دنبال یه چیزی می گشتم که یهو گمش کردم غافل از اینکه غفلت موجب پشیمانی است پس خونه دار غصه ی اجاره نشین یادت نره تو رو خدا نامه بده یادت نره آره یادت نره آهان مثل اینکه دارم پیداش می کنم اَه اینم که مارو گذاشته سر کار البته کارش زیادم بد نیست یه حقوق بمیر و نخوریا مریض میشی اونوقت هی غصه می خوری که چرا شکمویی کردی آخه مرض اینقدر خوشمزه بود که بخاطرش رفتی برف...و در نواحی شمالی یک جبهه فشرده و نواحی جنوبی از دریای خزر گرفته تا دریای خزر ول کرده بارش جوی این بارش ها هم که همشون جوی ان یا نمیان یا اگه میان نمیان نه یه وقت نصفه کاره نذاری یا نباید شروع میکردی یا اگه شروع کردی باید همش بخونی یه وقت فکر نکنی این مطلب سر کاریه مطمئن باش سر کاری هست، هست یا نیست مسئله که این نیست،طبق گزارشاتی که هم اکنون رسیده و هنوز لباساشم عوض نکرده ایران رفت جام جهانی دیشب در پی مذاکرات گسترده ای که شارون نه شادروان با آقای برانکو انجام داد قراره ایران در جام جهانی گل بزنه خوب که دقت می کنم می بینم مغزم داره سوت می کشه ولی بیشتر که دقت می کنم می بینم پسر همسایست که داره سوت میزنه پس من فعلا برم ببینم چی کارم داره تا من بازم بیام یه چند تا نظر بدین خواهشا اگه نشد لطفا اگه نشد خوب نشده دیگه پس فعلا بای

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/10Time 5:0 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
۱-كساني كه به طرف عقربهاي ساعت امضاء مي‌كنندانسان‌هاي منطقي هستند 

 2-كساني كه بر عكس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌كنند دير منطق را قبول مي‌كنند و بيشتر غير منطقي هستند .

3-كساني كه از خطوط عمودي استفاده مي‌كنند لجاجت و پافشاري در اموردارند .

4-كساني كه از خطوط افقي استفاده مي‌كنند انسان‌هاي منظّم هستند.

۵-كساني كه با فشار امضاء مي‌كنند در كودكي سختي كشيده‌اند.

۶-كساني كه پيچيده امضاء مي‌كنند شكّاك هستند .

7-كساني كه در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند.

8-كساني كه در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند.

9-كساني كه اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند.

10-كساني كه به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌كنند ،كساني هستند كه مي‌خواهند به قله برسند.

11-بي شك بيان مطالب افكار مختلف نشانه ي تائيد آن نمي باشد .

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/7Time 8:21 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
 
روزگاري در جزيره اي دور افتاده تمام احساسها در كنار هم به خوبي و خوشي زندگي مي كردند خوشبختي. پولداري. عشق. دانائي. صبر.غم. ترس.......هر كدام به روش خويش مي زيستند .تا اينكه يك روز دانائي به همه گفت: هر چه زودتر اين جزيره را ترك كنيد زيرا به زودي آب اين جزيره را خواهد گرفت اگر بمانيد غرق مي شويد.
تمام احساسها با دستپاچگي قايقهاي خود را از انبارهاي خانه هاي خود بيرون آوردند وتعميرش كردند.
همه چيز از يك طوفان بزرگ شروع شدوهوا به قدري خراب شد كه همه به سرعت سوار قايقها شدندوپارو زنان جزيره را ترك كردند.
در اين ميان عشق هم سوار قايقش بود اما به هنگام دور شدن از جزيره متوجه حيوانات جزيره شد
كه همگي به كنار جزيره آمده بودند و وحشت را نگه داشته بودندو نمي گذاشتند كه او سوار بر قايقش شود.
عشق به سرعت برگشت و قايقش را به همه حيوانات و وحشت زنداني شده سپرد.
آنها همگي سوار شدند و ديگر جائي براي عشق نماند.!!!!!!!!!
قايق رفت و عشق تنها در جزيره ماند. جزيره هر لحظه بيشتر به زير! آب ميرفت و عشق تا زير گردن در آب فرو رفته بود.
او نمي ترسيد زيرا ترس جزيره را ترك كرده بود. فرياد زد و از همه احساسها كمك خواست.
اول كسي جوابش را نداد. در همان نزديكي قايق ثروتمندي را ديد و گفت:ثروتمندي عزيز به من كمك كن.
ثروتمندي گفت: متاسفم قايقم پر از پول و شمش و طلاست و جائي براي تو نيست.
عشق رو به (غرور) كرد وگفت: مرا نجات مي دهي؟
غرور پاسخ داد: هرگز تو خيسي و مرا خيس ميكني.
عشق رو به غم كرد و گفت: اي دوست عزيز مرا نجات بده
اما غم گفت: متاسفم دوست خوبم من به قدري غمگينم كه ياراي كمك به تو را ندارم بلكه خودم احتياج به كمك دارم.
در اين حين خوشگذراني وبيكاري از كنار عشق گذشتند ولي عشق هرگز از آنها كمك نخواست.
از دور شهوت را ديد و به او گفت: آيا به من كمك ميكني؟ شهوت پاسخ داد البته كه نه!!!!!
سالها منتظر اين لحظه بودم كه تو بميري يادت هست هميشه مرا تحقير مي كردي همه مي گفتند
تو از من برتري ، از مرگت خوشحال خواهم شد.
عشق كه نمي توانست نا اميد باشد رو به سوي خداوند كردو گفت :خدايا مرا نجات بده
ناگهان صدائي از دور به گوشش رسيد كه فرياد مي زد نگران ن! باش تو را نجات خواهم داد.
عشق به قدري آب خورده بود كه نتوانست خود را روي آب نگه دارد و بيهوش شد.
پس از به هوش آمدن خود را در قايق دانائي يافت.
آفتاب در آسمان پديدارمي شد و دريا آرامتر شده بود. جزيره داشت آرام آرام از زير هجوم آب بيرون مي آمد.
و تمام احساسها امتحانشان را پس داده بودند.
عشق برخواست به دانائي سلام كرد واز او تشكر كرد.
دانائي پاسخ سلامش را داد وگفت: من شجاعتش را نداشتم كه به نجات تو بيايم شجاعت هم كه قايقش از من دور بود نمي توانست براي نجات تو بيايد.
تعجب مي كنم تو بدون من و شجاعت چطور به نجات حيوانات و وحشت رفتي؟
هميشه ميدانستم درون تو نيروئي هست كه در هيچ كدام از ما نيست. تو لايق فرماندهي تمام احساسها هستي.
عشق تشكر كرد و گفت: بايد بقيه را هم پيدا كنيم و به سمت جزيره برويم ولي قبل از رفتن مي خواهم بدانم كه چه كسي مرا نجات داد؟؟
دانائي گفت كه او زمان بود.
عشق با تعجب گفت: زمان ؟؟؟!!!
دانائي لبخندي زد وپاسخ داد: بله چون اين فقط زمان است كه مي تواند بزرگي و ارزش عشق را درك كند .
اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/7Time 7:58 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

الماس سخت ترین ماده ی روی زمین است.اما اگر به آن حدود 763 درجه ی سلسیوس معادل 1405 درجه ی فارنهایت گرما بدهید،به راحتی از بین می رود بدون آنکه حتی خاکستری از آن بر جای بماند!تنها چیزی که از آن بدست می آید مقدار ناچیزی دی اکسید کربن است.

الماس ها بیشتر در صخره های آتشفشانی یافت می شوند یا توسط رسوبات و آب به دریا رفته که در آن مکان ها قابل مشاهده است.

یک قطعه الماس 58 مرتبه سخت تر از دومین ماده ی سخت روی زمین یعنی سنگ سمباده است.تنها راه بریدن الماس استفاده از یک الماس دیگر است.اگر با چکش به الماس ضربه بزنید خرد شده و متلاشی می شود.

بزگترین الماس جهان (Cullinan) نام دارد که در جنوب آفریقا در سال 1905 کشف شد.قبل از تراش وزن آن به 3/106/75 قیراط می رسید.بعد از تراش، این الماس به <<ستاره ی بزرگ آفریقا>> مشهور شد و وزن آن به 530/2 رسید.الماس هایی گ های سفید،آبی،قرمز،نارنجی،زرد ،سبز و حتی سیاه وجود دارند.الماس هایی که کشف می شوند 80 درصدشان برای جواهرسازی مناسب نیستند و تنها در صنعت از آنها استفاده می شود.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/5Time 3:36 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

نهنگی بچه ی خود را چه خوش گفت                به دین ما حرام آمد کرانه

به موج آویز و از ساحل بپرهیز                           همه دریاست ما را آشیانه

 

تو در دریا نئی او در بر توست                            به طوفان درفتادن جوهر توست

چو یک دم از طلاطم ها بیاسود                         همین دریای تو غارتگر توست

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/5Time 2:41 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
رفتن دلیل نبودن نیست

در آسمان تو پرواز می کنم
عصری غمگین و غروبی غمگین تر در پیش
من بیزار از خود و از کرده ی خویش
دل نامهربانم را به دوش می کشم
تا آن سوی مرزهای انزوا پنهانش کنم

در اوج نیزارهای پشیمانی
قبرهای سیاه و سرگردان
که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
تو باور نکن اما من عاشقم
رفتن دلیل نبودن نیست
در غروب اسمان تو شاید

در شب خویشتن چگونه بی تو گم شوم
تو را تا فردا تا سپیده خواهم برد
و با یاد تو و با عشق تو خواهم مرد
تو باور نکن اما من عاشقم...
اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/5Time 10:42 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

اگر خورشید نابود شود اکوسیستم های موجود در زمین خیلی زود از بین می روند.به طور مثال،گیاهان در کمتر از دو ماه نابود می شوند و این به معنی آن است که بیشتر حیوانات بدون غذا خواهند ماند؛اما پیش از اینکه جانداران از کمبود غذا بمیرند سرما آنها را از بین برده است.

دمای هوا در یک هفته،به اندازه ی دمای فعلی قطب شمال پایین خواهد آمد و کل جهان را لایه ای از یخ به عمق چند متر فراخواهد گرفت.گوزن های قطب شمال که از گلسنگ ها تغذیه می کنند و به چند ماه زندگی در تاریکی عادت دارند،احتمالا دیرتر از دیگر حیوانات از بین می روند.در دریاها دما خیلی آهسته تر پایین می آید،چون سطح آنها خیلی زود با لایه ای از یخ پوشیده می شود و این لایه ی یخی،مثل نوعی عایق حرارتی برای قسمت های عمیق تر دریا عمل می کند.

جانداران کوچک دریایی،احتمالا تا یک سال بعد از خاموشی خورشید هنوز می توانند غذای خود را از فیتوپلانکتونهای موجود در در آب دریا تامین کنند و این،یعنی منبع غذایی تعداد بسیاری از ماهیها تا مدت زیادی هنوز وجود دارد.حتی در حد اکثر سرمای ممکن هم گرمای حاصل از مرکز زمین،قسمتهایی از اعماق اقیانوسها را به صورت مایع نگاه می دارد.

پس از گذشت صد سال تک سلولی ها تنها موجودات زنده ای هستند که باقی مانده اند؛باکتری ها یی که در گل و لای ته اقیانوس ها زندگی می کنند و در حال حاضر هم بیش از صد هزار سال است که نور خورشید به آنها نرسیده است.در انتها،به موجوداتی می رسیم که بیشترین امکان بقا را پس از مرگ خورشید دارند.باکتری هایی که در دهانه ی آتشفشانها ی فعال موجود در دریاها زندگی می کنند و ترکیبات گوگرد دار را تجزیه می کنند. این باکتری ها و اکوسیستم های خاصیکه به آنها وابسته اند،نه برای غذا و نه برای گرمای خود به خورشید وابستگی ندارند و از بین رفتن خورشید ،روی آنها تاثیری نخواهد داشت.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/2Time 2:19 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
کلیپ های توپ !
 

عشق با یه نگاه        (حجم : ۱.۶ MB )(لینک غیر مستقیم)(خوب نگاه کن این بلا سرت نیاد ؟)

تمیز ترین هتل          (حجم : ۱ MB )(لینک غیر مستقیم)(معروف ترین هتل دنیا .گوشه ای از سرویس)

ماهرترین کاراته کار    (حجم : ۱.9 MB )(لینک غیر مستقیم)(کارش خوب بلده ! ببین)

اینم آهنگ خونه ی شما مورچه داره !

مورچه داره               (حجم : ۸۶۳ KB)(لینک غیر مستقیم)(حتما فیلمشم دیدین ؟ قدیمی ایرانی ؟)  

خوش بگذره.

 

 

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/2Time 1:39 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

1.فاش کردن اسرار ممنوع

در قبیله ی آشانتی های آفریقا اگر زن اسرار شوهر را فاش کند لب بالای او را می برند و اگر به مذاکرات شوهر با دیگران محرمانه گوش کند،گوش او را می برند.اگر شوهر سه سال غایب شد زن می تواند شوهر کند و در صورت مراجعه ی شوهر اولی زن و بچه هایی که متعلق به شوهر دوم بودند به شوهر اول تعلق می گیرند.

2.نوعی عذاب

در مذهب برهما باید زن خطا کار و همدست مجرم اورا در میدان عمومی در نظر تماشاچیان به خورد سگها دهند و این در صورتی است که مرد خطاکار برهمن باشد وگرنه بایستس او را برهنه کرده روی تخته ی آهنی که از آتش سرخ شده است بخوابانند.

این مجازات های شدید همه نتیجه ی اصل مالکیت شوهر و خریدن دختر از طرف اوست که عمومی ترین و شایعترین ازدواج در دنیا بوده وحتی بین نژاد آریایی و اقوام نسبتا متمدن از قبیل ژرمن ها هم رواج داشته است.فقط ژرمن ها پس از چندی به جای خریدن دختر قرار گذاشتند قیمت اورا به صورت هدیه به خود دختر بپردازند.ظاهرا این هدایا ملک دختر بوده،ولی در اصل به پدر او تعلق می گرفت.

3.ارثیه

در گابون بعد از مرگ شوهر،زن یا زنانش به ورثه ی قانونی او می رسند و وارث می توانسته زن را به عقد خود درآورد و یا آنرا به اقوام دورتر متوفی انتقال دهد.

4.قبیله ی سرخپوستان

در اغلب قبایل سرخپوستان آمریکا مثل بلاک فیتها،ازاژها،شین ها،ژواها،کاوها،کریزها و مینی تاری ها،خواهرهای کوچکتر زن هر مردی،قهرا و اجبارا عیال آن مرد محسوب می شده و نسبت به تمام اطفال آن مرد هر یک سمت مادری پیدا می کنند.

5.زنان در فرانسه ی قرن 6

در سال 576م در فرانسه انجمنی تشکیل دادند و درباره ی زن این پرسش را مطرح کردند که آیا زن انسان است یا نه؟!

در پایان کار انجمن های زن شناسی رای دادند که زن انسان است ولیکن برای خدمت مرد آفریده شده است و بس.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/2Time 1:30 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
تمامی لینک های این پست به دلیل قدیمی شدن از کار افتادند.
All this post links disabled becuase they had became old.

این برنامه محصول مایکروسافت هست .این برنامه کامپیوتر شما رو چک می کنه تا آلوده نباشه چون
 
بعضی ویروسها به محض وارد شدن آسیب نمی زنند و در تاریخ خاصی شروع به فعالیت می کنند در
 
ضمن توانایی پیدا کردن ۵۱ نوع W32 رو داره خوبه حتما امتحانش کنید    KB890830-V1.11-ENU      
اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/2Time 1:13 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

دختر کوچولوئی به اتاق کار پدرش رفت و با پیدا کردن چند برگ کاغذ رنگی مشغول قیچی کردن آنها شد.پدر سر رسید و ... او را تنبیه کرد.

چند روز بعد دختر در حالی که جعبه ای در دست داشت پیش پدر آمد و آن را تقدیم پدرش کرد و گفت:((پدر جان این هدیه ی من است برای تشکر از زحمات شما!))پدر جعبه را باز کرد.داخل جعبه خالی بود.خشم پدر دوباره زبانه کشید و دختر را سرزنش کرد که چرا او را دست انداخته است؟پدر عصبانی جعبه را به گوشه ای پرت کرد.

دخترک در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود گفت:((پدر جان!این جعبه که خالی نیست.من جعبه را پر از بوسه کرده بودم و آن را به شما هدیه دادم.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/2Time 1:7 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

هشدار براي كاربران اينترنت؛


پنجم ژانويه‌ی2006 مواظب ويروس خطرناك
Sober باشيد

 

 

كارشناسان رايانه‌يی به كاربران هشدار دادندكه مراقب ويروس خطرناكی باشند كه می‌تواند ترافيك اينترنتی را دچار اختلال كند. به گزارش سرويس فناوری اطلاعات خبرگزاری دانشجويان ايران(ايسنا)، اين ويروس در قالب كرم و در سال جديد وارد سيستم‌ها مي‌شود. ويروس مزبور در قالب پست‌های الكترونيكی حامل مواد غيراخلاقی نازی پنهان مي‌شود. اين ويروس كرمی از خانواده‌يی sober است كه حدود 7 سال عمر دارد اما اين نسخه‌ی جديد قرار است روز 5 ژانويه به پايانه‌های اينترنتی حمله‌ورشود. اين نسخه به ويژه، بسيار خطرناك است و قدرت كافی دارد تا ترافيك اينترنتی را آشفته و مختل كند. FBI تا كنون هشدار داده بود كه اين ويروس روز 5 ژانويه‌ی 2006 دوباره منتشر خواهد شد . كارشناسان فني نيز مي‌گويند كه اين  ويروس هم اكنون در هزاران سيستم رايانه يی وجود دارد و برنامه‌ريزی  شده تا روز 5 ژانويه كه مصادف با هفتاد و هشتمين روز سالگرد تاسيس حزب نازی است فعال شود. پست الكترونيكی حاوی اين ويروس به دو زبان انگليسی و آلمانی مشاهده  خواهد شد. طبق گزارشات اخير، تمام برنامه‌های بزرگ ضد ويروسی مي‌توانند  رايانه‌ها را در برابر اين كرم محافظت كنند.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2006/1/1Time 8:29 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

چهار سال پيش در نواحی شمالی انگلستان كه محل استقرار پناهجويان بود، ماموران جمع آوری پول ماشين‌های فروش اغذيه و نشريه متوجه سكه‌ای ناشناس در بين سكه‌های رايج انگلستان شدند. اين سكه‌ها از نظر اندازه و وزن كاملا مطابق سكه ی دو پوندی رايج بود و می‌شد با آن از دستگاه‌های اتومات خريد كرد.

پراكندگی استفاده از اين نوع سكه در يك شهر خاص و منطقه خاص باعث شد تا پليس براحتی شخص مورد نظر را كه از سكه‌های بيست و پنج تومانی ايران بجای دو پوندی استفاده می‌كرد دستگير كند. فرد دستگير شده با اعتراف به جرم خود و پرداخت مابه ازای مالی (جريمه) آزاد شد. يك روزنامه محلی خبر را نوشت و در حاشيه آن هم سياست پناهنده پذيری دولت را زير سئوال گرفت. به اين ترتيب ماجرای سكه‌های بيست و پنج تومانی را عيان كرد. 

ماجرا كه عيان شد، در كمتر از مدت شش ماه استفاده از سكه‌های بيست و پنج تومانی ايرانی بجای دو پوندی در اكثرشهرهای انگلستان رايج شد! پس از يكسال ماموران پليس كيسه‌های حاوی بيست و پنج تومانی جمع آوری شده را به سفارت ايران در انگلستان تحويل داده و معادل آن را به پوند از دولت ايران مطالبه كردند. پس از مكاتبات 2 ساله دولتی، بالاخره سفارتخانه از تهران دستور پرداخت را دريافت كرد. از اين مرحله به بعد، ماجرا ابعاد وسيع تری پيدا كرد!

خبر استفاده از سكه‌های بيست و پنج تومانی بجای دو پوندی در سازمان‌های اداری و مالی تهران پيچيد و از اين سازمان‌ها هم بيرون زد.

چندی پس از طرح تعويض سكه بيست و پنج تومانی درايران، ناگهان صادرات سكه بيست و پنج تومانی (طرح قديم) ازايران به مقصد انگلستان رونق گرفت! اين صادرات، در اصل بصورت رسمی و توسط افرادی در درون سازمانهای مالی و دولتی آغاز شد و سكه‌ها بيست و پنج تومانی كيسه كيسه وارد انگلستان شد.

مصرف گسترده اين سكه‌ها در انگلستان كه همچنان ادامه دارد، نگرانی پليس انگلستان را بر انگيخته است. البته سفارت جمهوری اسلامی هر از چند گاهی ملزم به پرداخت معادل ارزشی سكه‌های بيست و پنج تومانی استفاده شده در انگلستان می‌شود. يعنی پليس و مقامات مربوطه انگلستان كيسه‌های حاوی سكه‌های 25 تومانی را كه از درون دستگاه‌های خريد اتومات در می‌آورند، جمع می‌كنند، می‌برند سفارت و معادلش را به پوند می‌گيرند. در انگلستان راه حل خنثی سازی اين صادرات اينگونه پيدا شده و حالا جمهوری اسلامی مانده كه چگونه مسئله را حل كند و جلوی اين صادرات را بگيرد. صادراتی كه تاوانش را دولت بايد بدهد و سودش را از ما بهترانی كه سكه‌ها را بيرون داده و دسترسی به انبارهای آن دارند می‌برند.

بانك مركزی دنبال راهی برای ممنوعيت خروج سكه‌ها از ايران است، اما گمرك زيربار نمی رود و می‌گويد به من مربوط نيست و نمی توانم پول مردم را بگيرم. آنهائی هم كه سكه‌ها را می‌برند، كار غير قانونی نمی كنند. پول خودشان است و می‌خواهند ببرند. اين كه در ايران با آن نمی شود خريد كرد و از دور خارج شده، ربطی به آنهائی كه سكه‌ها را می‌برند انگلستان و خريد می‌كنند ندارد! هر وقت دولت ايران اعلام كرد كه سكه‌ها را بيآوريد و معادلش را نه به پول ايران، بلكه به پوند انگلستان بگيريد، شايد مشكل حل شود!( اين مطلب در اصل در وبلاگ "كلاغ سياه" منتشر شده و ما با كمی دستكاری اينجا منتشر كرديم.)

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/31Time 9:40 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
این کلیپ هارم دانلود کنید از خنده روده بر می شید !!!!!!

مسابقه سرعت                         (حجم : ۱.۷ MB)(لینک غیر مستقیم)(انسان سریعتر است یا حیوان؟)

بچه باحال                                 (حجم : ۱.9 MB)(لینک غیر مستقیم)(بچه به این باهوشی دیدی)

پشت صحنه ی جنگ ستارگان      (حجم : 3.7 MB)(لینک غیر مستقیم)(افشاگری فیلم جنگ ستارگان)

موتور با باقالی                          (حجم : ۱.5 MB)(لینک غیر مستقیم)(سوا کردنی نیستا !)

واقعا جالب هستن

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/30Time 11:12 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
دوستان 2 تا فلش قشنگ گذاشتم دانلود کنید خیلی توپن

۱.A mazing new cursor

2.X-ray

  

 

 

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/30Time 11:6 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
تمامی لینک های این پست به دلیل قدیمی شدن از کار افتادند.
All this post links disabled becuase they had became old.

این برنامه واسه ویندوز مزایای زیادی داره از قبیل : افزایش سرعت ویندوز ، افزایش امنیت ویندوز ،
سفارشی کردن ویندوز و .....

TuneUp Utilities 2007 V6.0.2311

کرک برنامه در همون فایل هست. 

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/30Time 10:39 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

       

    آخر ای دوست نخواهی پرسید                                     که دل از دوری رویت چه کشید؟

    سوخت در آتش و خاکستر شد                                     وعده های تو به دادش نرسید.

    داغ ماتم شد و بر سینه نشست                                   اشک حسرت شد و بر خاک چکید.

         آنهمه عهد فراموشت شد؟                                      چشم من روشن ،روی تو سپید.

       جان به آمده در ظلمت غم                                          کی به دادم رسی ای صبح امید؟

      آخر این عشق مرا خواهد کشت                                   عاقبت داغ مرا خواهی دید.

     دل پر درد فریدون مشکن                                              که خدا بر تو نخواهد بخشید.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/30Time 10:34 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

طبق محاسبات ایگور الکساندر،استاد مهندسی سیستم های عصبی در کالج سلطنتی لندن،حافظه ی انسان حدود 50 گیگابایت است.اساس دستیابی او به این پاسخ آن است که ما در مغز خود حدود 10 میلیلرد سلول عصبی داریم و هر سلول عصبی یا نرون در حدود 5 بایت ظرفیت دارد.او می گوید:((این ظرفیت در حد تعجب آوری اندک است،ولی مغز ما بخوبی از این ظرفیت اندک بهرهبرداری می کند.))

همه بزرگسالان از ظرفیت ذهنی کم و بیش یکسانی برخوردارند،ولی تفاوت های بسیار زیادی در آنچه که می توانیم با آن انجام دهیم،وجود دارد.به گفته ی الکساندر، مغزها گاهی از طریق عادت و گاهی از طریق نوع اتصالات،تا حد زیادی با یکدیگر تفاوت نشان می دهند.

این که آیا می توان مغز انسان را داخل یک رایانه شبیه سازی کرد یا نه،سوالی است که روی هم رفته پاسخ به آن دشوار است.الکساندر می گوید:((اگر منظور،ظرفیت آن باشد،انجام این کار دشوار نیست،ولی این که بخواهیم کاری بکنیم که رایانه همانند مغز انسان رفتار کند،موضوعی کاملا متفاوت محسوب می شود.برای اینکه تجربه ی انسان بودن را به دست آوریم،باید یک انسان داشته باشیم.یک ماشین فقط می تواند به تجربه ی ماشین بودن دست یابد.

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/30Time 10:27 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
خندیدم

          با چنان صدای بلندی خندیدم      ،        که صدای گریه هایم    ،      به گوش هیچ کس نرسید

        دستهایم را روی صورتم فشردم     ،            آن قدر محکم         ،      که کسی اشکهایم را ندید

می خندم . . .  از ته دل می خندم

طوری که تمام غم هایم را فراموش کنم               خنده چه گورکن خوبی برای غم ها !

"شعر از شقایق"

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/28Time 3:6 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
           

          روزی که دلم پیش دلت بود گرو                                 دستان مرا سخت فشردی که نرو

         روزی که دلت به دیگری مایل شد                                کفشان مرا جفت نمودی که برو

 

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/28Time 6:12 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

از همون لحظه ای که با پدر مادرم وارد سالن مهمونی شدیم چشمم بهش افتاد و شور و هیجانی توی دلم به پا کرد هفته ی پیش هم توی یه مهمونیه دیگه دیده بودمش...طول سالن رو طی کردیم و روی یه سری صندلی نشستیم...دوباره نگاش کردم...درست روبروی ما بود...اینبار یه چشمک بهم زد...لبخند زدم و به اطرافم نگاه کردم...کسی متوجه ما نبود...خودم رو به بی تفاوتی زدم و مشغول گوش دادن به حرفای دیگران شدم...ولی چند لحظه ی بعد بی اختیار یه نگاهی بهش انداختم...چه ظاهر زیبا و جذاب و با نفوذی داشت...دوباره چشمک زد و هیجانم و بیشتر کرد...

والدینم حواسشون به گفتگو با بقیه بود...به خودم نهیب زدم که از فکرش بیام بیرون...باز هم متوجه صحبتهای مهمونای دیگه شدم...ولی حواسم اون طرف سالن بود...میخواستم برم پیشش ولی از پدرم و صاحبخونه خجالت می کشیدم...توی دو راهی عجیبی گرفتار شده بودم...دلم من رو به طرفش هل می داد و عقلم خجالت و آبروداری رو یادآوری میکرد...مرتب بهم چشمک میزد...دیگه طاقتم تموم شده بود...دل به دریا زدم و گفتم هر چه باداباد...بلند شدم و با لبخند به طرفش رفتم...وقتی بهش رسیدم با جرات تمام دستم رو به طرفش دراز کردم...برش داشتم و گذاشتمش توی دهنم!...به به! عجب شیرینی خامه ایه خوشمزه ای بود!

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/28Time 5:59 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

تمامی لینک های این پست به دلیل قدیمی شدن از کار افتادند.
All this post links disabled becuase they had became old.

امروز بهترین انتی ویروس رو واستون میذارم تا دیگه ویروسها به خودشون اجازه ندن هوای کامپیو تر شمارو بکنن.برای دانلود روی اسمش کلیک کنید.   

NOD32 v3.0.414 RC1 32bit

User And Pass :essbeta

 

در ضمن اگه خواستید مطمئن شید که بهترینه اینجا رو هم یه نگاهی بندازید.زبان فارسی هم

داره  www.eset.com 

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/28Time 5:49 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 

من یه شکلات گذاشتم تو دستش...اون یه شکلات گذاشت توی دستم...من بچه بودم ...اون هم بچه بود...سرم رو بالا کردم...سرش رو بالا کرد...دید که منو میشناسه...خندیدم...گفت "دوستیم؟"...گفتم "دوست دوست"...گفت "تا کجا؟"...گفتم "دوستی که تا نداره"...گفت "تا مرگ!"...خندیدم و گفتم "من که گفتم تا نداره"...گفت "باشه.تا بعد از مرگ!"...گفتم "نه.نه.نه!تا نداره!...گفت "قبول.تا اونجا که همه دوباره زنده میشن...یعنی زندگی بعد از مرگ...باز هم با هم دوستیم...تا بهشت...تا جهنم...تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم"...خندیدم و گفتم "تو براش تا هر جا که دلت میخواد یه تا بذار...اصلا یه تا بکش از این سر دنیا تا اون سر دنیا"...اما من اصلا"تا نمیذارم"...نگاهم کرد...نگاهش کردم...باور نمیکرد...میدونستم...اون میخواست دوستیمون حتما تا داشته باشه...دوستی بدون تا رو نمی فهمید...

گفت "بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم"...گفتم "باشه.تو بذار"...گفت "شکلات...هر بار که همدیگه رو میبینیم یه شکلات مال تو.یکی مال من...باشه؟"...گفتم"باشه"...هر بار یه شکلات میذاشتم توی دستش...اون هم یه شکلات میذاشت توی دست من...باز همدیکه رو نگاه میکردیم...یعنی که دوستیم...دوست دوست...من تند شکلاتم باز میکردم میذاشتم توی دهنم و تند تند اونو می مکیدم...می گفت "شکمو!...تو دوست شکمویی هستی!"...و شکلاتش رو میذاشت توی یه صندوق کوچولوی قشنگ...می گفتم"بخورش!"...می گفت"تموم میشه...میخوام تموم نشه...برای همیشه بمونه"...

صندوقش پر از شکلات شده بود...هیچکدومش رو نمی خورد...من همش رو خورده بودم...گفتم "اگه یه روز شکلاتات مورچه ها یا کرمها بخورن.اون وقت چیکار می کنی؟"...گفت "مواظبشون هستم"...می گفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم"..و من شکلات رو میذاشتم توی دهنم می گفتم "نه.نه!تا نداره...دوستی که تا نداره"...

یه سال...دو سال...چهار سال...هفت سال...ده سال و بیست سال شده...اون بزرگ شده...من بزرگ شدم...من همه ی شکلاتها رو خورده بودم...اون همه ی شکلاتها رو نگه داشته بود...اون امشب اومده که خداحافظی کنه...میخواد بره...بره اون دور دورها...میگه "میرم اما زود بر می گردم"...من میدونم.میره و بر نمی گرده...یادش رفت شکلات به من بده...من یادم نرفت...یه شکلات گذاشتم کف دستش...گفتم"این برای خوردنه"...یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش...گفتم "این هم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت"...یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتهاش...هر دو رو خورد...خندیدم...میدونستم دوستی من تا نداره...میدونستم دوستی اون تا داره...مثل همیشه...خوب شد همه ی شکلاتهام خوردم...اما اون هیچکدومشون رو نخورد...حالا با یه صندوق پر از شکلات چیکار میکنه؟!

اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/28Time 5:28 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
با سلامی دوباره خدمت عزیزای خودم ببخشید که یه کم دیر شد
اضافه کردن این پست به مهندس   Wrote on 2005/12/28Time 5:25 AM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi  | 
  POWERED BY BLOGFA.COM