سلام عرض میکنم خدمت دوستانم . عرض معذرت دارم بخاطر کم کاری هایم و از دوستانم که از این
وبلاگ انتظاراتی دارند معذرت می خواهم. روز شنبه به تاریخ ۳۱/۲/۱۳۸۷ مصادف با ۱۴/۵/۱۴۲۹ مصادف با
۱۹/۵/۲۰۰۸ وقتی کلاس بنده تمام شد خود را به مسیرم رساندم که بروم دنبال کاری که در نظر داشتم.
کلاس بنده واقع شده در میدان ونک چهار راه جهان کودک (مرکز آموزشهای هوانوردی کیش ایر به مدیریت
کاپیتان جهانبخش) بنده مسیر چهار راه رو تا ابتدای خیابان ولیعصر از میدان ونک طی کردم و منتظر
تاکسی بودم تا به سمت پارک ساعی حرکت کنم که تقریبا ساعت ۳:۵۴دقیقه ی بعد ازظهر بود.
همینطور که منتظر ماشین بودم یک آقایی رو دیدم با کت مشکی و شلوار جین آبی با موهای کوتاه و
خلاصه با وقار دنبال ماشین بودند به سمت تقاطع خیابان ولیعصر و مطهری (اگر اشتباه نکنم) ، همینور
که به ماشین های مختلف مسیرشون رو می گفتند و به سمت پایین می آمدند قیافه ی ایشون خیلی
تو ذهنم آشنا اومد و در حال تطابق قیافه با تصویر ذهنم بودم که ایشون رو شناختم برگشتم عقب دیدم
یک ماشین جلوی پاشون ایستاده و در حال سوار شدن به سمت مقصد بودند. بنده خودم رو به ایشون
رسوندم و خیلی آروم با دستم به شانه ی ایشون زدم و گفتم آقا امیر ؟مارشال مدرن ؟ ایشون فرمودند
بله. گفتم : امکانش هست چند تا عکس با شما بگیرم. فرمودند : بله حتما. و به من گفتند چقدر تیز.
خلاصه حال و احوال کردم و با ایشون ۲ تا عکس گرفتم. خیلی خوشحال شدم از دیدن این دوست عزیز که
ساعتهایی از عمرم رو با ایمیلهای شیرین گروهشون در یاهو گذروندم. کسی که در حال اداره ی بزرگترین
گروه یاهو می باشند و در کار خود موفق هستند. بهر حال اتفاق جالبی بود برای بنده و بسیار خوشحال
شدم. آرزوی موفقیت دارم برای ایشون از صمیم قلبم. این هم همون ۲ تا عکسی که با آقای امیر
حجوانی گرفتم. البته من اهل این تیریپ ها و قیافه نیستم ولی این موسسه که میرم مجبورم این طوری
باشم. وگرنه این قدرها هم بد قیافه و ترسناک نیستم.
مراجعه کنید.

Wrote on
2008/4/20Time
11:13 PM By Mohsen Parhizkar_MaKenZi
|